اولین دریا
ما در مرداد 92 به شمال رفتیم منم رفتم ی تنی به آب زدم!! بعدش هم رفتیم سرعین. هوا خیلی خنک و عالی بود خیلی خوش گذشت... عکسی در گردنه حیران به سمت سرعین ...
نویسنده :
مرمر
16:23
اتاقم
الان با کمک میتونم بشینم... این عروسکامم خیلی دوست دارم، آخه خیلی خوشمزه اند! ...
نویسنده :
مرمر
20:06
مهمونی
ماه پیش رفته بودم خونه عمو امیرحسینم مهمونی... خیلی خوش گذشت... ...
نویسنده :
مرمر
20:06
دست خانوادگی
حمام رفتنم
من عاشق آب بازی و حمومم! توی حموم هم اصلا گریه نمیکنم. اینجا 1.5 ماهه هستم ...
نویسنده :
مرمر
20:06
دومین سفر
من در سن 4 ماهگی به قم حرم حضرت معصومه(س) رفتم ...
نویسنده :
مرمر
20:06
توپ هندونه ای
توپم قشنگه!؟ دیروز باباجون برام خریده... خیلی دوستش دارم، با کمکش میتونم بیشتر بشینم و تعادلم رو حفظ کنم... باباجون خیلی ممنون... ...
نویسنده :
مرمر
20:05
خانواده من
من و بابام در این عکس من 2 روزمه. من بغل بابام خیلی احساس آرامش میکنم و توی بغل بابا جونم زودی خوابم میره! من و باباجونم اینجا من 3 روزمه و اومده بودم دست بوسی باباجونم... من و آقاجونم اینجا من 3 روزمه و اومده بودم خدمت آقاجون دست بوسی... من و عمو امیرحسین(خان عمو) در این عکس من تقریبا 20 روزه هستم و دارم با دقت به حرفای عموجونم گوش میدم... من و عمو هادی اینجا من فقط 1 روزه که به دنیا اومدم! ببینید عمو هادی چقدر منو خوب بغل کرده... عمو هم داره میگه هیس بچه خوابه! من و عمو مجتبی اینجا من 5روزمه و بازهم خوابم! من و دایی میثم (خان دا...
نویسنده :
مرمر
20:05
اولین سفر
اولین سفر من به مشهد مقدس در سن 40 روزه گی بود. دوست دارم بازم برم پابوسی امام رضا(ع) ...
نویسنده :
مرمر
20:05












