محمد حسین عزیزممحمد حسین عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

محمدحسین ماه آسمون من

اولین دریا

ما در مرداد 92 به شمال رفتیم منم رفتم ی تنی به آب زدم!! بعدش هم رفتیم سرعین. هوا خیلی خنک و عالی بود خیلی خوش گذشت...   عکسی در گردنه حیران به سمت سرعین ...
22 شهريور 1392

اتاقم

الان با کمک میتونم بشینم... این عروسکامم خیلی دوست دارم، آخه خیلی خوشمزه اند! ...
21 شهريور 1392

مهمونی

ماه پیش رفته بودم خونه عمو امیرحسینم مهمونی... خیلی خوش گذشت... ...
21 شهريور 1392

توپ هندونه ای

توپم قشنگه!؟  دیروز باباجون برام خریده... خیلی دوستش دارم، با کمکش میتونم بیشتر بشینم و تعادلم رو حفظ کنم... باباجون خیلی ممنون... ...
21 شهريور 1392

خانواده من

من و بابام در این عکس من 2 روزمه. من بغل بابام خیلی احساس آرامش میکنم و توی بغل بابا جونم زودی خوابم میره!   من و باباجونم اینجا من 3 روزمه و اومده بودم دست بوسی باباجونم...   من و آقاجونم اینجا من 3 روزمه و اومده بودم خدمت آقاجون دست بوسی...     من و عمو امیرحسین(خان عمو) در این عکس من تقریبا 20 روزه هستم و دارم با دقت به حرفای عموجونم گوش میدم...   من و عمو هادی اینجا من فقط 1 روزه که به دنیا اومدم! ببینید عمو هادی چقدر منو خوب بغل کرده... عمو هم داره میگه هیس بچه خوابه!   من و عمو مجتبی اینجا من 5روزمه و بازهم خوابم!   من و دایی میثم (خان دا...
21 شهريور 1392

اولین سفر

اولین سفر من به مشهد مقدس در سن 40 روزه گی بود. دوست دارم بازم برم پابوسی امام رضا(ع) ...
21 شهريور 1392