محمد حسین عزیزممحمد حسین عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

محمدحسین ماه آسمون من

من و دوستام...!

همه دوستام  اومدن اینجا پیش من تا با هم بازی کنیم... خرس مهربون، جوجو پر طلا و بچه خرو!     ...
6 مهر 1392

آش دندونی

سلام سلام صدتا سلام هزار و سیصدتا سلام من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم صاحب مروارید منم دندونای سفید دارم یواش یواش و بیصدا شدم جزء کباب خورا         راستی خودم هم تو پخت این آش به مامانی کمک کردم! . . .     ...
6 مهر 1392

واکسن 6 ماهگی

امروز خانم پرستار بهم آمپول زد همینجا که کمپرس گذاشتم، آخه امروز 6ماهه شدم. اولش خیلی درد داشت ولی الان بهترم نگرانم نباشید فقط یکمی تب دار شدم... ...
28 شهريور 1392

بازی با بابا

چند روز پیش داشتم با بابام قایم باشک بازی میکردم که رفتم توی کمد قایم شدم...  ولی بابام منو پیدا کرد  ...
26 شهريور 1392

آشپزخونه

مامانم یه نی نی دیگه توی گاز قایم کرده! من هر روز میرم پیشش و باهاش حرف میزنم،اونم مثل منه!   خیلی دوست دارم آشپزی کنم، وقتی مامانم از آشپزخونه میره بیرون میرم پیش سیب زمینیا و باهاشون بازی میکنم...   ...
25 شهريور 1392

ماشین لباسشویی

من نمیدونم این ماشین لباسشویی چجوری کار میکنه!؟ هنوز متوجه نشدم...!!! انقدر نگاش کردم سرگیجه گرفتم...  ...
24 شهريور 1392