خانواده من
من و بابام
در این عکس من 2 روزمه. من بغل بابام خیلی احساس آرامش میکنم و توی بغل بابا جونم زودی خوابم میره!

من و باباجونم
اینجا من 3 روزمه و اومده بودم دست بوسی باباجونم...

من و آقاجونم
اینجا من 3 روزمه و اومده بودم خدمت آقاجون دست بوسی...

من و عمو امیرحسین(خان عمو)
در این عکس من تقریبا 20 روزه هستم و دارم با دقت به حرفای عموجونم گوش میدم...

من و عمو هادی
اینجا من فقط 1 روزه که به دنیا اومدم!
ببینید عمو هادی چقدر منو خوب بغل کرده... عمو هم داره میگه هیس بچه خوابه!

من و عمو مجتبی
اینجا من 5روزمه و بازهم خوابم!

من و دایی میثم (خان دایی)
اینجا من 6روزمه. دایی میثم اولاش منو تحویل نمیگرفت! حالا هم باورش نمیشه منو بغل کرده باشه و خیلی خوشحاله! البته الان خیلی باهم خوبیمااا....

و ... من و دایی محمدمهدی
من دایی محمد رو در 14 روزه گیم دیدم. آخه ایشون موقع تولد من مسافرت بودن. این عکس در اولین روزیه که من دایی محمد رو دیدم.

البته من ی خاله خیلی مهربون هم دارم به اسم خاله مهدیه که بعدن عکس نینیشون رو که هنوز بدنیا نیومده براتون میزارم.


خانواده من
